آشغاله
یه دونه هم عین همین رو دارم واسه آبکش کردن چیزای کم و کوچیک که توی انباریه و البته یکی از اسباب بازی های محبوب آرنیکا هم هست.
چند روز پیش دیدم آرنیکا این سبد آبکشی رو برداشته در آشغالی رو باز کرده که من سریع جلوشو گرفتم یه کم تند باهاش صحبت کردم و گفتم مامان این که آشغال نیست! بدو بدو رفته سراغ اون یکی آشغالی درش رو باز کرد (گفتم بذار ببینم چی کار می خواد بکنه که اینقده اصرارداره) دیدم سبد رو دوبار تقه زد به آشغالی در آشغالی رو بست. من هم این شکلی
پیش خودم گفتم ببین این بچه ها آیینه تمام نمای ما هستنااااااا ![]()
هر کاری که می کنن و هر چی که می گن بدون یه روزی از خودمون یاد گرفتن. حالا خوب یا بد!
پس اگه یه زمانی دیدم کاری می کنه که من دوست ندارم یا حرفی می زنه که نباید بزنه باید بشینم بیشتر فکر کنم ببینم من کجا این کارو کردم یا حرفو زدم که الان داره تحویلم می ده
نه؟!
بعدا نوشت: داستانی داریم ما با این آشغالی هااااااا. دیروز هم چکنویس من و باباش رو بدون اینکه حواسمون باشه برد انداخت تو آشغالی. وقتی متوجه شدیم که اومد و گفت آشغاله!!! تازه می پرسیم چی رو بردی انداختی تو آشغالی؟ اصلا محلمون نمی ذاره و به کار خودش ادامه می ده. (حتما پیش خودش می گه شما حالیتون نیست اون آشغال بود باید می انداختینش آشغالی)![]()





